تبليغاتX
هیئت محبین الرقیه سلام الله علیها
پایگاه فرهنگی هیئت عزاداری حضرت محبین الرقیه

السلام علیک یا رسول الله یا حجه الله علی خلقه

در آغاز اسلام ، حضرت محمد صلی الله علیه و آله بعد از نماز بر یکی از ستونهای مسجد تکیه میداد و مردم را موضعه می فرمود: و چند سال به همین منوال گذشت تا اینکه روزی یکی از زنان صحابه به آن حضرت عرض کرد : پسرم نجار است ، اجازه بفرمایید منبری بسازد تا همه صحابه از جمال شما بهره گیرند . حضرت اجازه دادند و او منبری برای پیامبر ساخت که سه پله داشت .

وقتی پیامبر بالای آن منبر رفتند و بر عرشه منبر قرار گرفتند آن ستونی که پیامبر به آن تکیه میدادند مانند بچه شتری که بچه خود را گم کرده باشه به ناله در آمد. به همین خاطر آن ستون به "ستون حنانه" معروف شد

ابن بَریده می گوید: وقتی پیامبر اکرم ناله ستون را شنید برگشت و آن را نوازش نمود و پاداش او را به سرسبزی دائم در این جهان یا در بهشت که اولیاءالله از ثمره ی آن بهره برند پیشنهاد نمود که ستون حنانه دومین پیشنهاد را اختیار کرد . هنگام تعمیر مسجد پیامبر امر فرمودند که آن ستون را بین منبر و محراب دفن کنند. اکنون ستونی را که در جای آن ستون است "استوانة الحنانة" می نامند. که زائران حرم مطهر پیامبر اکرم در پای آن به نماز و عبادت الهی می پردازند .

خداوند متعال انشاءالله زیارت این مقام مقدس و معنوی را به همراه زیارت با معرفت خانه خودش و قبر مطهر پیامبر گرامیش روزی ما بفرماید.

 

استن حنانه از هجر رسول                                ناله میزد همچو ارباب عقول

گفت پيغمبر چه خواهى اى ستون               گفت جانم از فراقت گشت خون

مسندت من بودم از من تاختى                       بر سر منبر تو مسند ساختى

گفت خواهى كه ترا نخلى كنند                      شرقى و غربى ز تو ميوه چنند

يا در آن عالم حقت سروى كند                       تا تر و تازه بمانى تا ابد

گفت آن خواهم كه دايم شد بقاش                   بشنو اى غافل كم از چوبى مباش

آن ستون را دفن كرد اندر زمين                        تا چو مردم حشر گردد يوم دين

و شاید هم  خواجه شیراز با اشاره به همین قضیه می گوید:

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران         کز سنگ هم ناله خیزد روز وداع یاران

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/27ساعت 17:40  توسط عاشق کربلا  | 

ماه محرم آمد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/08ساعت 17:11  توسط عاشق کربلا  | 

 

امام صادق علیه السلام در یه حدیث خیلی مفصلی به زراره فرمودن : «و ما من باک یبکیه الا وقد وصل فاطمه و اسعدها علیه و وصل رسول الله و ادی حقنا» هیچ کس برای امام حسین علیه السلام گریه نمیکند مگر اینکه با حضرت زهرا علیها السلام همدردی کرده و دل آن حضرت را خنک کرده، و آن حضرت را در گریه کردن بر امام حسین یاری کرده و با پیغمبر هم همدردی کرده و حق ما اهل بیت را ادا کرده است. هیچ بنده ای در روز قیامت محشور نمی شود مگر اینکه چشمانش گریان است مگر گریه کنندگان بر جدم امام حسین که آنها با چشمانی خندان و روشن وارد محشر میشوند، همه ی خلایق در حال عرضه شدن بر حساب و کتاب و نامه اعمال و پل صراط هستند اما گریه کنندگان جدم امام حسین در زیر عرش الهی و در زیر سایه عرش در کنار اربابشان امام حسین علیه السلام نشسته اند و با آن حضرت گفتگو می کنند و هیچ از سختی حساب و کتاب نمی ترسند. هنگامی که به آنها گفته میشود وارد بهشت شوید آنها خودداری میکنند و در کنار اربابشان امام حسین می نشینند و همنشیین با اربابشان امام حسین را بر بهشت ترجیح میدهند . تا اینکه حورالعین ها فرستاده ای را به بهشت می فرستند و به آنها پیغام میدهند که خدا ما را برای شما خلق کرده و ما مشتاق شما هستیم ولی آنها سرشان را هم بلند نمی کنند که ببینند که چه کسی و از طرف چه کسانی برای آنها پیغام آورده است زیرا همه سروری و بزرگی و آقایی را در کنار اربابشان حسین علیه السلام می بینند و همانا دشمنان گریه کنندگان امام حسین علیه السلام را وارد محشر می کنند در حالی که موهای پیشانی آنها را گرفته اند و بر روی زمین می کشند وقتی چشمشان به این درجه و مقام گریه کنندگان بر امام حسین علیه السلام می افتد این آیه را می خوانند که«ما لنا من شافعین و لا صدیق حمیم» یعنی چرا ما امروز شفاعت کننده و دوست مهربان و دلسوزی نداریم.

راستی که امام حسین رفیق خوب و دلسوزی برای ما توی این دنیا هست یه شعر خیلی قشنگی یادمه البته خیلی قدیمیه مال حدود هجده سال قبله ولی خیلی جالبه

آی عاقلا بیاین بیرون از خونه

ما را تماشا بکنین به ما میگن دیونه

از کوچیکیم تا به حالا یه دوست خوبی داشتم

به پای این دوست خوبم جوونیمو گذاشتم

اسم مقدسش دلو می لرزونه به قرآن

من چی بگم دیوونه هاش بهش میگن حسین جان

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/06ساعت 17:26  توسط عاشق کربلا  | 

 

خيمه ماه محرم زده شد در دل ما

باز نام تو شده زينت هر محفل ما

جز غم عشق تو ما را نبود سودایی

عشق سوزان تو آغشته به آب و گل ما (حسان)

سلام ماه محرم هم با عطر و بوی حسینی خودش از راه رسید ، دوباره ماه محرم اومد و این دلها رو دیوونه حسین کرد، یعنی میدونی جزبه ی عشق امام حسین مثل آهن ربا این دل های زنگ زده و آلوده به گناه ما را به خودش میکشونه هرچه هم آلوده باشه مثل این دل سیاه و زنگ زده عاشق کربلا که مثل میخ زنگ زده باشه آخرش جذبه ی عشق امام حسین به طرف خودش میکشونه. به خدا قسم اگه بفهمیم مجلس امام حسین یعنی چه؟ دهه ی محرم یعنی چه؟ دیگه تا آخر عمرمون هر وقت می خوایم وارد مجلس امام سحین بشیم اول اذن دخول حرم امام حسین رو می خونیم بعد وارد مجلس امام حسین میشیم همون اذن دخولی که موقع ورود به حرم امام حسین یا امامای دیگه می خونیم .. اول میگیم ءادخل یا الله خدایا اجازه می دی وارد مجلس حسینیت بشم؟ ءادخل یا رسول الله ؟ یا رسول الله اجازه می دی وارد مجلس عزیز دلت حسین بشم ؟ ءادخل یا فاطمه الزهرا ؟ بی بی جون خانم فاطمه ی زهرا اجازه می دی وارد مجلس عزیز دلت حسین بشم؟ ء ادخل یا ملائکه الله الحافین حول هذا الحرم الشریف ؟ آی ملائکه ای که اطراف این حرم شریف هستید ؟ - اینجا حرم یعنی همون مجلس با عظمت امام حسین که وقتی واردش میشی اگه خوب چشم دلت رو باز کنی می بینی که انگاری یه گوشه از حرم امام حسینه - اجازه میدید منم وارد مجلس امام حسین بشم؟

می دونم که تا اینجا همه ی شما با من هم عقیده اید ... ولی خوب چه کنیم گناه چشمای دلمون رو کورکرده ، گوشهای دلمون رو کر کرده و نمی تونیم بشنویم و ببینیم که چه خبره تو مجلس امام حسین برای همین خیلی هامون وقتی می ریم کربلا خیلی راحت و ریلکس وارد حرم امام حسین میشیم ! و راحت تر از اون وارد .... قتلگاه ابی عبدالله ... همون جایی که ..... یا حسین .... یا حسین .....!

بزار برات خلاصه ی یه قضیه ای رو از قول مرحوم ملا آقای دربندی بگم می گه یکی از اشراف و بزرگان هند بلند شد رفت کربلا و در یکی از کاروانسراهای کربلا اتاق گرفت . یه شیش ماهی شد که این بنده ی خدا کربلا بود ولی اصلا یه مرتبه هم پاش رو توی حرم امام حسین نگذاشت، فقط روزها می رفت روی پشت بام کاروانسرا و یه سلام به امام حسین می داد یه سلام هم به حضرت اباالفضل و مدت زیادی هم گریه می کرد و میومد پایین و این زیارت این بنده ی خدا بود . کم کم خبرش تویه شهر ییچید اومدن بهش گفتن چرا نمی ری توی حرم امام حسین گفت اینش دیگه به خودم مربوط میشه یه سری داره که نمی تونم برم توی حرم امام حسین علیه السلام اصرار کردن گفت ببینین هر چه بخواین بهتون پول میدم اما از امن اینو نخواین که برم تویه حرم امام حسین گفتن نه این کار تو خیلی زشته و اگه مردم بفهمن که تو اینطوری اومدی کربلا دیگه کم کم همه میان کربلا و پاشون رو هم توی حرم نمی گذارن خلاصه مجبورش کردن که بلند شه بره حرم امام حسین علیه السلام . اما با چه حالی! غسل کرد بهترین لباسهاش رو پوشید و روانه حرم شد ولی اشک میریخت تا رسید به درب حرم امام حسین علیه السلام اونجا که رسید اونقدر اشک ریخت تا غش کرد وافتاد روی زمین وقتی به هوشش آوردن دیدن مثل جوجه ای که توی آب افتاده باشه به خودش می لرزه و رنگ صورتش زرد و انگاری نصف روح از بدنش بیرون اومده باشه با اینحال بردنش توی حرم وقتی رسید به درب حرم امام حسین فریادی زد گفت اهذا مصرع سید الشهداء؟ ایا اینجا همونجاییه که عزیز دل زهرا از اسب بر روی زمین قرار گرفت ؟ اهذا مقتل سید الشهداء ؟ اینجا همونجاییه که عزیز دل زهرا را کشتن؟ و افتاد روی زمین و از دنیا رفت. آره عزیز من اگه من تو هم وقتی می ریم کربلا اگه ملائکه دست روی قلبمون نگذارن و بفهمیم که کجا رفتیم و پا کجا گذاشتیم به خدا همون دم جان میدیم و اینم شاید خودش یه لطفی باشه از طرف خود ارباب

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/02ساعت 10:22  توسط عاشق کربلا  | 

عمه بیا گم شده پیدا شده * کنج خرابه شب یلدا شده

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/29ساعت 22:39  توسط عاشق کربلا  | 

بچه بودم که مادرم حرز تو گردنم میکرد

وقتی محرم میومد پیرهن سیاه تنم میکرد

لباسه پادشاهیه پیرهن سیاهه روضه هات

میخوام بشم آقا فقط خاکه پای غلام سیات

سیاه پوشه حسینیه بهشت دنیایه  منه

بنازمش همه میگن حسین فقط ماله منه

ماه محرم هم رسید  و  موقع به تن کردن احرام عشق، لباس سیاه که تنت می کنی این سینه ات عزاخونه امام حسین میشه، خونه ی دلت رو وقف حضرت زهرا می کنی ، فقط حواست باشه که وقتی لباس سیاه پوشیدی اول حرفات رو با حضرت زهرا  علیها السلام بزن، بگو بی بی جان شنیدم فرزندت امام صادق علیه السلام فرموده: هیچ کس برای امام حسین علیه السلام گریه نمی کنه مگر اینکه دل مادرمون حضرت زهرا علیها السلام را به دست آورده وبا اون حضرت همدردی کرده و مادرمون رو توی گریه کردن برای امام حسین علیه السلام یاری کرده! بی بی جان به خدا خودت می دونی که من این لیاقت رو توی خودم نمی دونم که بخوام با شما همدردی کنم ولی بی بی جان خودت خوب می دونی که وقتی ماه محرم میشه توی این دل من زلزله میشه، انگاری دیگه این دل سیاه و آلوده از گناه هوایی میشه، بدجوری هم هوای کربلا به سرش می زنه، نکنه یه وقت منو به خاطر گناهانم از در خونه ی حسینت رد کنی، حاشا به کرمت خانم!

بی بی جان ! ( اینها را دارم برای تو عزادار حسین و سینه زن امام حسین میگم که امشب حواست رو جمع کنی و بدونی برای کی داری گریه میکنی، بدونی که این گدایی در خونه امام حسین را به هر کسی نمی دن! قدر خودت رو بدون مواظب باش کلاه سرت نره حواست رو خوب جمع کن ببین از امشب چه طور می تونی دل فاطمه زهرا علیها السلام رو به دست بیاری ! یه وقت چشمات رو باز می کنی می بینی دهه ی محرم تموم شد و مثل من سرت بی کلاه موند!

باز هم به قول مرحوم حاج احمد  دلجو که از نوکرای با اخلاص امام حسین توی تهران بود میگفت : بساط امام حسین حاجب و دربون نداره اما هرکسی رو هم راه نمی دن خوب حالا دیگه کم کم آماده بشین برای پوشیدن احرام عشق! بسم الله رو بگین از خدا بخواهین که خودش کمکتون کنه بتونین مرحمی به دل داغدیده فاطمه زهرا بگذارین

حالا برات یه چیزی بگم تا این دلت امشب حساب کار خودش رو بکنه! نمی دونم شما هم شنیدید که یه روز پیغمبر صلی الله علیه و آله اومدن توی خونه ی حضرت زهرا دیدن حضرت زهرا دارن گریه میکنن فرمود دخترم چرا گریه میکنی ؟ فرمود بابا این فرزندی که در رحم دارم با من صحبت میکنه فرمود خوب این که گریه نداره! صدا زدند بابا آخه چند روزیه که لحن خطابش با من عوض شده! میگه اناالغریب انا المظلوم انا العطشان انا الشهید یعنی مادر من غریبم من مظلومم من شهیدم من تشنه ام من شهیدم ! یه وقت پیغمبر فرمودند: دخترم فرزندم حسین راست میگه او را غریبانه با لب تشنه بین دو نهر آب شهیدش می کنن

یه وقت حضزت زهرا  شروع کرد به گریه کردن صدا زد بابا حسین من را کی شهید میکنن ؟ فرمود : فی زمان خال منی و منک و من ابیه و من اخیه یعنی  یه وقتی که نه من هستم نه تو هستی نه باباش امیر المومنین و نه برادرش امام حسن  اینجا بود که حضرت زهرا دومرتبه شروع کردن به گریه کردن بعد صدا زدند ( آی بچه هیئتیها گریه کنای امام حسین ) یعنی بابا یا رسول الله یعنی حسین من گریه کن نداره ؟

پیغمبر فرمودند : نه دخترم غصه نخور به زودی عده ای از خوبان امت من خواهند آمد مردانشون برای مردان اهل بیت من گریه می کنن و زنانشون هم برای زنان اهل بیت من و هر سال عزاداری برای حسین من را گروهی پس از گروه دیگر و نسلی پس از نسل دیگر ، سال به سال تجدید می کنند و بر پا میکنن  روز قیامت هم من دست مردانشون رو میگیرم و شفاعتشون می کنم و تو هم شفاعت زنهای آنها را می کنی

خوب حالا برو امشب ببین  دل حضرت زهرا علیها السلام رو چطوری به دست می آری بگو  اگه اون روز  عصه می خوردی که حسینت گریه کن نداره امروز ما هستیم یا زهرا ! یا زهرا یازهرا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/27ساعت 17:29  توسط عاشق کربلا  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

چند روز دیگه بیشتر به عید غدیر نمونده،  بچه ها هم که امسال می خوان خیلی زودتر از سال گذشته کارهای محرم رو جلو بندازن، فکر کنم کارهای عید غدیرشون رو انجام دادن و برای عید غدیر کاملا امادن، و تا اونجا که من خبر دارم کارتهای محرمشون رو هم دارن جاپ می کنن، عجب مثل برق می گذره ، عمر آدم انگاری دیروز بود که داشتیم کارتهای محرم سال قبل رو بردیم چاپخونه، آره عزیز من چشم به هم بگذاری یک سال دیگه هم می گذره، اما این گذر ایام اصلا مهم نیست، می دونی چی مهمه؟!

ای بابا ! ولمون کن از ما چرا می پرسی، ما با این زبون الکنمون چی می فهمیم ! یه حدیثی از امام صادق علیه السلام شنیدم که اگه خوب  دربارش فکر کنی، شاید امسال محرم یه چیزی گیرت بیاد و دست خالی که نه ! چون مگه میشه گدا بیاد در خونه کریم در بزنه و دست خالی برگرده ؟ !!

به قول مرحوم حاج احمد دلجو چه قدر قشنگ می گفت :

ندهد فرصت گفتار به محتاج کریم

گوش این طایفه آوای گدا را نشنید !

آره! می گفتم ! دست خالی که نه بلکه با دست پر تر برگردیم، اون حدیث رو فعلن تو خماریش بمونین تا شب اول محرم که اومدین حتما براتون می گم! راستی بچه ها ! یه کم فکر کنین! ماه رمضون را که یادتونه عجب ماه خوبی بود!  یه شب که یه جایی برای افطار دعوت داشتی، اگه یه کم مجلس حالت رسمی داشت می رفتی خونه اول لباس نو می پوشیدی آماده می شدی و می رفتی توی اون مجلس ، اگه هم کسی بهت می گفت بابا همین جور بیا بریم مجلس خودمونیه! همه ی بچه ها از خودمونن! تو به خودت این اجازه را نمی دادی که اونجوری بری درسته؟! حالا  انصافن برای ده پونزده روز دیگه یه مهمونی خیلی مهم دعوت دارین همتون! صاحب خونه هم خیلی بزرگه! ) خانوم حضرت زهرا سلام الله علیها را می گم ها! یه چیز دیگه هم هست هر شبی تویه این مهمونی میزبان یه نفره یه شب میزبان  اصحاب امام حسین هستن! یه شب خانوم حضرت رقیه سلام الله علیها! ) که الهی من فدای یه تار ریشه چادر خاکیش بشم ! یه شب خانوم حضرت زینب سلام الله علیها ،  یه شب حضرت قاسم ! .... . آه .............. چی بگم دیگه هرچی دارم میرم  جلو دیگه دست خودم نیست  یه شب مهمون حضرت علی اصغریم! که خدارو به حق قطره قطره خون بی گناهش قسم می دیم فرج آقامون امام زمان را برسونه  آره داداش چشم به هم بگذاری شام غریبون هم تموم میشه و یه وقت این مخلص کوچیک شما می بینه ای وای دهه محرم تموم شد و  من  برای خنکی دل خانوم فاطمه ی زهرا سلام الله علیها چی کردم؟ خوب دیگه سرتون رو درد نمی یارم  تا یه فرصت دیگه فعلا خداحافظ

منتظرتون هستیم !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/13ساعت 18:58  توسط عاشق کربلا  |